تبليغاتX
فقط عاشقا


فقط عاشقا

کاش عاشقت نبودم.....

 

آینه پرسید که چرا دیر کرده است ؟

نکند دله دیگری او را اسیر کرده است ؟

خندیدم و گفتم :او فقط اسری من است

تنها دقایقی چند تاخیر کرده است !

گفتم امروز هوا سرد بوده است

شاید موعده قرار تغییر کرده است

آینه به سادگیم خندید و گفت :

احساس پاک تورا زنجیر کرده است

گفتم از عشق من چنین سخن مگو

گفت خوابی او سالهاست که دیر کرده است ...

+نوشته شده در جمعه 5 تیر1388ساعت16:58توسط م.ش | |

 

قلبی شکسته در پس یک انتظار سرد

پشت چراغ قرمزآلاله های زرد

بر روی شانه های غمش کوههای درد

لطفی به حال زخم دل بینوا کنید

گاهی برای مردن من هم دعا کنید

 

در انتظار یک نفس از شعر آفتاب

در کوچه های بی کسی افتاده ام خراب

ای عاشقان رانده ز میخانه و شراب

یادی ز حال خسته بی ادعا کنید

گاهی برای مردن من هم دعا کنید

 

 

ای پادشاه عشق چه شد تخت و تاج دل؟

کو آن دو چشم مست که باشد علاج دل؟

کس مشتری نشد رقمی بر حراج دل

ای دوستان وقت سلامت وفا کنید

گاهی برای مردن من هم دعا کنید

 

 بر مزارم بنويسيد که پاک بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد1388ساعت19:8توسط م.ش | |

سلام به تمام دانش آموزای سبز ایران زمین

به همتون تبریک میگم بعد از 9ماه مبارزه و تحمل سختی ها بالاخره

 سال تحصیلی رو تموم کردید

 

امیدوارم که امتحانا رو خوب داده باشید....

 

خب دیگه تابستون شروع شد، به افتخارش یه کفه مرتب!!!!!!

 

از امروز به بعد منتظر آپ های من باشید

 

راستی به کسایی که می خوان رای بدن بگین :

1_رای سفید نندازن که خودشون هر چی دوست دارن توش

 می نویسن

2_با خودکارای حوزه ی انتخاباتی ننویسید چون ممکنه که

از اونایی باشه که جوهرش بعد از یه مدت میره

3_با نشونه های سبز نرید ممکنه که بهتون گیر بدن اون وقته که......

 

آره دیگه نکات و نکات دیگه ای که خودتون می دونید

 رو رعایت کنید تا ایشاا.. دولت امید بیاد رو کار

 

اینم یه شعره عاشقانه..

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

یکی بود یکی نبود...

زیر این طاق کبود

یکی بود یکی نبود

مرغ عشقی خسته بود

که دلش شکسته بود

اون اسیر یه قفس

شب و روزش بی نفس

همه ارزوهاش پر کشیدن بود و بس

 تا یه روز یه شاپرک نگاشو به گوشه ای دوخت

چشمش افتاد به قفس.دل اون بد جوری سوخت.

زود پرید روی درخت.تو قفس سرک کشید...

تو چشم مرغ اسیر غم دلتنگی رو دید...

دیگه طاقت نیاورد..رفت توی قفس نشست...

تا که از حرفهای مرغ شاپرک دلش شکست...

.شاپرک گفت که بیا تا با هم پر بکشیم...

بریم تا اون بالاها سوار ابرا بشیم

یه دفعه مرغ اسیر نگاهش بهاری شد

بارون از برق چشاش روی گونش جاری شد

شاپرک دلش گرفت وقتی اشک اونو دید

با خودش یه عهدی بست.نفس سردی کشید

دیگه بعد از اون قفس رنگ تنهایی نداشت

توی دوستی شاپرک ذره ای کم نمی ذاشت

تا یه روز یه باد سرد میون قفس وزید

اسمون سرخابی شد.سوز برف از راه رسید

شاپرک یخ زد و یخ مرد وموندگار نشد

چشاشو رو هم گذاشت دیگه اون بیدار نشد

مرغ عشق شاپرکو به دست خدا سپرد

نگاهش به اسمون تا که دق کردش ومرد...

love is dead

+نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت19:10توسط م.ش | |