|
...story of leve... فقط ساده سلام می کنی ! همین! اما کسی دارد بی وقفه در ضلع شمال غربی بدنم تبل می نوازد .... فقط ساده سلام کرده بودی ها!!!! ولی هم چنان تبل .... هوا دارد به سمت تاریکی می رود شمعی روشن و دفترم را ولو می کنم روی تنهایی! شمع دارد قاپ پروانه را می دزدد! ... داستان شروع می شود: Once upon a time… بوی عشق سوخته تنهاییم را پر می کند....! پیش پیش لالا پیش پیش لا لا... آروم نمی گیرد دیگر! چه کارش کنم نمی توانم که بکشمش دل است خوب! هر کاری می کنم تا حواسش را پرت کنم و آرومش کنم ، نمی شود این نصفه شبی گریه اش گرفته ! بی قراری میکند بهانه ات را می گیرد! می گوید دلش برایت تنگ شده! نمی دانم چه کار کنم!؟ از دوری تو آرام نمی گیرد قلب شکسته ی من.... عشق مثل اب می مونه می تونی تو دستلت قایمش کنی اما آخر یه روز دستات و باز می کنی و می بینی قطره قطره چکه می کنه و میبینی دشتات به جای آب پر از خاطره است......
|
About![]()
پروانه بر شمع بوسه زدو بال و پرش سوخت Archivesهفته سوم تیر 1388هفته دوم تیر 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 عاشقا
الهه عاشقی
عکس |